محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

195

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر غزو الموعد و پيغمبر عليه السّلام آن روز كه بو سفيان از احد بازگشت و گفت : موعدكم البدر من قابل . گفت : ديگر سال هم بدين وقت به بدر آيم به حرب . پيغمبر عليه السّلام علَّى بن ابى طالب را رضى الله عنه گفت : روا است ، و چون سال ببود ، پيغمبر از مدينه برفت به ميعاد ، و به بدر شد به ماه ذى القعده . و گروهى گويند كه به شعبان اندر رفت ، و اين خطا است . پس برفت و بر مدينه عبد الله بن رواحه را خليفت كرد ، و اين بدر خود به آن روز بود ، و هر سالى همه عرب گرد آمدندى و يك هفته آنجا ببودندى . مردمان پيغمبر برفتند . و وقت بازار بود ، هر چه بازرگانى را بود ببردند و گفتند اگر قريش بيايند ما حرب كنيم ، و اگر نيايند بازرگانى كنيم . پس قريش نيامد . و بازارها بنهادند و همه عرب گرد آمدند و ياران بازرگانى بكردند . و هفته اى بازار بود ، و روز هشتم برفتند و كس از قريش به بدر نيامد . و گروهى گفتند كه بو سفيان با لشكر قريش بيرون آمد هم بر آن وعده . چون سه روزه راه از مكّه بيرون آمدند ، باز گشتند كه آن سال قحط بود در مكّه ، گفتند ما را امسال حرب نبايد كرد كه طعام تنگ است و چهار پايان فربه نيستند و گياه نيست ، باز گرديم تا ديگر سال هم بدين وقت باز آييم و علف فراخ شده باشد . و به مكّه باز گشتند .